برچسب های نوشته ها : نوروز به روایت روزها

نوروز ندوشن به روایت روزها

نوروز ندوشن به روایت روزها
"دكتر محمد علي اسلامی ندوشن ( روزها )" بهار، فصل خوش با اعتدال بود. درخت‌ها شکوفه می‌کرد، تک و توک مرغ‌ها می‌خواندند، و دِه از سکوت سنگین زمستانی خود بیرون می‌آمد. یک درختِ بِه توی باغچه ما بود و چیدن و خوردن شکوفه بِه یکی از سرگرمی‌های من بود، هم بوی خوش داشت و هم طعم خوش، ولی شکوفه‌های دیگر تلخ بودند، آنگاه مرغ کوکو (فاخته)می‌آمد و روی تیرهای بادگیر می‌نشست و لاینقطع کوکو می‌کرد. می‌گفتند با صدای او توت می‌رسد، و من روز شماری می‌کردم برای رسیدن توت. مرغی غمناک‌تر، یکنواخت‌تر از کوکو نبود، پشت هم با تکرار خستگی ناپذیری صدا می‌داد، همان یک صدا. بهار، شوریده حالش کرده بود و در جستجوی جفت بود. طلیعه بهار از ...
ادامه مطلب

نوروز به روایت روزها

نوروز به روایت روزها
بهار، فصل خوش با اعتدال بود. درخت‌ها شکوفه می‌کرد، تک و توک مرغ‌ها می‌خواندند، و دِه از سکوت سنگین زمستانی خود بیرون می‌آمد. یک درختِ بِه توی باغچه ما بود و چیدن و خوردن شکوفه بِه یکی از سرگرمی‌های من بود، هم بوی خوش داشت و هم طعم خوش، ولی شکوفه‌های دیگر تلخ بودند، آنگاه مرغ کوکو (فاخته)می‌آمد و روی تیرهای بادگیر می‌نشست و لاینقطع کوکو می‌کرد. می‌گفتند با صدای او توت می‌رسد، و من روز شماری می‌کردم برای رسیدن توت. مرغی غمناک‌تر، یکنواخت‌تر از کوکو نبود، پشت هم با تکرار خستگی ناپذیری صدا می‌داد، همان یک صدا. بهار، شوریده حالش کرده بود و در جستجوی جفت بود. طلیعه بهار از همان اسفند شروع می‌شد که خود ماه با نشاطی بود، ...
ادامه مطلب
تمام حقوق این سایت برای © 2021 سامانه اطلاع رسانی فرهنگ ندوشن. محفوظ است.
قدرت گرفته از وردپرس فارسی