سرو نامه – اشعار دکتر محمد علی اسلامی ندوشن – ۴ شعر

سرو نامه - اشعار دكتر محمد علي اسلامي ندوشن – 4 شعر

با خود گویم ز عمر بر تو چه رسید پیمانه چگونه پر شد از بیم و امید
پاسخ شنودم سرو نلرزد چون بید این است تو را امیدو این است نوید
66
از حاصل عمر رفته جز یاد نماند وان یاد چو شمع بر ره باد نماند
وانگاه زباد نیز بنیاد نماند بر جای بغیر سرو آزاد نماند
67
آن پسر و دلفروز که یکتا باشد با عمر هزار ساله بر پا باشد
هر روز در انتظار فردا باشد تا آید آنکه عالم آرا باشد
68
آن سرو دلارا ببر آید روزی ایام سترونی سرآید روزی
آغوش گشاید و درآید روزی حکم است که روز دیگر آید روزی
69


کاربرانی که این مطلب را پسندیده اند:

  • avatar

مطالب پیشنهادی :

درباره نویسنده

2494 مطلب نوشته است .

نوشتن دیدگاه

شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .

*

تمام حقوق این سایت برای © 2021 سامانه اطلاع رسانی فرهنگ ندوشن. محفوظ است.
قدرت گرفته از وردپرس فارسی