تأمل نامه – اشعار دکتر محمد علی اسلامی ندوشن – ۸ شعر

تأمل نامه - اشعار دكتر محمد علي اسلامي ندوشن – 8 شعر

ناسودگی ار نبود آن می جستیم آن را که نداریم همان می جستیم
بر انده ناخواسته دل می بستیم از شادی پیوسته امن می جستیم
50
ناآمده را ز آمدن نیست خبر از آمدگان پرس ، ملا چیست خبر
گوید چو بغیر تشنه کامان کس نیست نه سرخ و سیه برنگ ، آبیست خبر
51
گر دخمه سهراب نه با آذین است از فر جوانیش گهر آگین است
او زنده به «یاد» است که خاکستر یاد بر باد نمی رود که هستی این است
52
زنجیر دو زلف گر درآید در دست با چنبر آن پای زمان باید بست
تا در خم ناز دل نبندد بگسیل تا در شب تار ره نیاید به گسست
53
چون زلف به روی شانه افکنده شود کفر است و بنام دین پراکنده شود
بس دست به سوی او شتابنده شود جوینده کفر بود و یابنده شود
54
اندیشه نبود اگر گنه نیز نبود زین هر دو بود معرکه بود و نبود
نابوده گنه نبود از علم خبر نه شوق برآمد و نه فرهنگ فزود
55
کیسوی امید تا سیاه است و دراز گه رو بنشیب دارد گه به فراز
ره می سپرد تا به سراپرده راز همسایه حسرت است و همخانه ی آز
56
بی نقد نیاز رهگشائی نبود به حاجت بندگان خدائی نبود
گر خلق بهشت فارق آید «ز نیاز» بیهوده تر از بهشت جائی نبود
57


کاربرانی که این مطلب را پسندیده اند:

  • avatar

مطالب پیشنهادی :

درباره نویسنده

2494 مطلب نوشته است .

نوشتن دیدگاه

شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .

*

تمام حقوق این سایت برای © 2021 سامانه اطلاع رسانی فرهنگ ندوشن. محفوظ است.
قدرت گرفته از وردپرس فارسی