بدرود نامه – اشعار دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن – ۱۵ شعر

بدرود نامه – اشعار دكتر محمدعلي اسلامي ندوشن – 15 شعر

7
آئینه که در حکم صدای جرس است گوید به سفر کرده که این دور بس است
پایان سفر چرا نه دلخواه کس است چون زنــده “به یاد” این سر پــر هـوس است
17
روز از پی روز میرود و هر شب و روز ما غرّه که بر عمر سواریم هنوز
در پنجۀ بی قلب زمان دست آموز چون آهو کاینم دوان از پی یوز
18
بگذشت بهار و مهرگان گشت پدید دیگر باید زمهر بُگسست امید
اکنون که درخت عمر لرزید چو بید باری بشنو نصیحت از موی سپید
19
از دور خزان امید برگیر بهار هر چند که بار میوه دارد بکنار
چون باغ نماند میوه آید بچه کار کاین بار چو رفت برنگردد بُدو بار
20
نازیم بعدل مرگ کافزون بادا کاو یکسان بُرد خسرو فرهادا
هر چند که خلق نا برابر زادا او وصلتِ خویش را برابر دادا
21
این خواب و خیال و وعده و هجر و وصال گردونه ی عمر می برد رو به زوال
در کام گذشته می خزد لحظه حال واینک مائیم و دخمه ای از مه و سال
22
گر داهی دهر و میر تدبیر شوی بیهوده بخود مناز چون پیر شوی
چون پیر شوی مخواه تا دیر شوی گر دیر شوی بسا که اکبیر شوی
23
پتیاره پیری از کران میاید لنگان لنگان عصا زنان میآید
آنگونه که این دشمن جان میآید پس مرگ چو یار دلستان میاید
24
از مرگ خطا مبین که گر مرگ نبود بر شاخ درخت عمر یکبرگ نبود
نه صولت حسن بود و نه دولت عشق آرایش باغ و زیب گلبرگ نبود
25
زودا باشد که روز بدرود رسد هر چند که دیر خوانیش زود رسد
وان بود بسر منزل نابود رسد بادی وزد و بشمع بی دود رسد
26
گویند که از مرگ بتر هیچ نبود هم خوب تر از مرگ نیامد به وجود
هم این وهم آن از آن چه باشد مقصود این راز مهیب ژرف را کس نگشود
27
آنگونه که زندگی روان است چو رود ریزنده بدریای زمان است چو رود
اندر در پی نیستی دوان است چو رود از نیست جوان جاودان است چو رود
28
دستی بطلب فراشتیم و رفتیم خطی بهوس نگاشتیم و رفتیم
هشتیم هر آنچه داشتیم و رفتیم سر بر سر هم گذاشتیم و رفتیم
29
گز مرگ بداند که بهنگام آید به زان نبود ، نغز و دلارام آید
ناگه خبر از شکستن جام آید چون یار بود بر لب بام آید
30
گویند که از مرگ بتر چیزی نیست هم خوب تر از مرگ دلاویزی نیست
چه نیک و چه بد گریز آویزی نیست زیرا که از این سلیطه پرهیزی نیست
31


کاربرانی که این مطلب را پسندیده اند:

  • avatar

مطالب پیشنهادی :

درباره نویسنده

2494 مطلب نوشته است .

یک نظر on “بدرود نامه – اشعار دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن – ۱۵ شعر”

  • ندوشنی wrote on ۲ مرداد, ۱۳۹۳, ۹:۴۱

    واقعا خوشا بحال بزرگان که با دست پر از دنیا به آن دنیا گذر میکنند و صد حیف بر عمر ما!!!

    کاربرانی که این دیدگاه را پسندیده اند:

    • avatar

نوشتن دیدگاه

شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .

*

تمام حقوق این سایت برای © 2021 سامانه اطلاع رسانی فرهنگ ندوشن. محفوظ است.
قدرت گرفته از وردپرس فارسی