برچسب های نوشته ها : سيد فضل الله طباطبائي ندوشن

صفحه 1 از 3123

شعر مادر سروده سید فضل الله طباطبائی ندوشن در آیینه هنر خوشنویسی

شعر مادر سروده سيد فضل الله طباطبائي ندوشن در آیینه هنر خوشنویسی
لطفاً جهت بزرگنمائی روی عکس کلیک فرمایید.
ادامه مطلب

… وقتی می رسد

… وقتی می رسد
کوچه ها لبریز احساس اند وقتی می رسد باغ های نرگس و یاس اند وقتی می رسد خاک را تنها نمی سازد ، شبیه کیمیا سنگ ها هم مثل الماس اند ، وقتی می رسد روز موعود است و آه و خشم سرخِ لاله ها بوته های ظلم را داس اند وقتی می رسد گونه های سرخ از سیلی در آن آدینه روز تا ابد همرنگِ گیلاس اند وقتی می رسد دست های یاورانش هر یکی آیینه ای از وفای دستِ عبّاس اند وقتی می رسد می رسد مردی که زیرِ سایه اش غیر از مسیح (ع) مردمی چون خضر و الیاس اند ، وقتی می رسد تا (امید) و عشق و ایمان را نباراند به خاک کافران سرگرم اجلاس اند ، وقتی می رسد "سيد فضل الله طباطبائي ندوشن ...
ادامه مطلب

دکتر اسلامی ندوشن و امید در روزنامه اطلاعات

دكتر اسلامي ندوشن و اميد در روزنامه اطلاعات
به گزارش پایگاه فرهنگی ندوشن مرکز جغرافیای ایران ؛ "روزنامه اطلاعات" در چاپ امروز خود مطلبي با عنوان "شعر در زمان مشروطه" نوشته "دكتر محمد علي اسلامي ندوشن" دانشمند فرهيخته ديارمان و همچنين شعري از "سيد فضل الله طباطبائي ندوشن" شاعر توانمند ديارمان با موضوع "غم ايران" منتشر نموده است كه جهت دريافت فايل مي توانيد اينجا را كليك فرماييد .
ادامه مطلب

ورای میله ها

ورای میله ها
زپیچِ کوچه می پیچد، ولی انگار بابا نیست و شاید هست بابا ، گرچه بابای ثریّا نیست صدا را می شناسم چون عمو نوروز می خواند : بلندای هوس کوته تر از دیوارِ حاشا نیست شبح نزدیک می گردد وَ حدسِ من یقین ، امّا برایم مثلِ فردا چشم هایش ، غرقِ رؤیا نیست عمو نوروز هم اهلِ عذابِ بنگ و افیون است ؟! نمی دانی بدان ؛ آری ، ورای میله ها جا نیست ثریّا می کشد فریاد : آرش! پس چه شد بابا ؟! سکوتِ چشمِ آرش ، قاصدِ حلّ معما نیست زلالِ اشک می بارد ز چشمانش ، وَ می گوید: تمامِ کوچه را گشتم ، غبارِ پایِ بابا نیست ************ و چندین روز دیگر در کنارِ جوی می بیند نگاه رهگذاران اتّفاقی را که زیبا نیست به دورِ ...
ادامه مطلب

عطای سبز

عطای سبز
جنگل ! قسم به عاطفه هستی طلای سبز تا می زنی به گوشِ طبیعت صلای سبز قامت قیامتی به خداوندِ ذوالفقار داری فرازِ شانه ی خود تا ردای سبز اکسیرِ زندگی ست شمیمِ پگاه تو داریم ما به یمنِ نگاهت سرایِ سبز ای آفتابِ آینه آوا ! قسم به عشق از ما مکن دریغ همین لحظه های سبز در انحنای ثانیه ها راه می رویم زیرِ نگاه مخملی ات ، ای عطای سبز! ما را مباد آنکه نشینیم تا زنیم دستی به پشتِ دستِ دگر در عزای سبز باید به احترام شقایق دهیم سر لبیکِ عاشقانه تری بر صلای سبز ” تبت یدا ” نثارِ تبارِ تبر کنیم تا رؤیتِ بهارترین ماجرایِ سبز "سید فضل الله طباطبایی ندوشن (امید)"
ادامه مطلب

عکسِ یادگاری

عکسِ یادگاری
مردی در این حوالی ، مانندِ بیشه سبز است تا صبحِ بی نهایت ، یعنی : همیشه سبز است سرشارِ از صداقت ، لبریز از امید است آن مردِ راست قامت همرنگِ صبحِ عید است مثلِ نسیمِ جبهه جانبازِ سبز باور بویِ شهید دارد ؛ عطرِ خوشِ برادر وقتی که آن دلاور در جبهه پا نهاده پایش به یادگاری ، در جبهه جا نهاده دستِ قضا ز پایش در اوجِ پایداری عکسی گرفته امّا یک عکسِ یادگاری در بایگانی عشق ثبت است این معمّا ایثارِ جان نثاران در جبهه گشته معنا تا یک بسیجی خوب ، عطرِ گلِ حقایق باشد به ذهن تاریخ یاد آورِ شقایق تقدیرِ از بسیجی ، ترویجِ آفتاب است پیغامِ لاله ها را زیباترین جواب است ************* این شعرِ جاودانه تصنیفی از (امید) است هرچند آسمانی ست ؛ ...
ادامه مطلب

اگر … / به همراه یک رباعی اشتراکی

اگر … / به همراه یک رباعی اشتراکی
اگر… اگر چای دلتنگی هایمان را با هم بنوشیم ؛ شیرِ حوصله هایمان ، کمتر سر می رود ! اگر… ”لطفاً با لبخند وارد شوید !” این را بر شیشه ی مغازه ای دیدم . اگر زبان گنجشکِ روبروی مغازه زبان داشت ؛ می گفت که مشتریان ، چگونه خارج می شوند ! ************************ یک رباعی اشتراکی... در بازی چرخ تا عروسک هستیم هر چند بزرگ ، باز ، کوچک هستیم هر لحظه که باد می وزد ، می چرخیم بسیار شبیه بادبادک هستیم "بیت اوّل این رباعی را پسر استاد ( سید روح الله ) و بیتِ دوم را جناب سید فضل الله طباطبایی ندوشن سروده اند."
ادامه مطلب

نثر خیال انگیز او شعری دل انگیز است

نثر خیال انگیز او شعری دل انگیز است
در آغازین روزهای خرداد سال ۱۳۸۷، سید فضل الله طباطبایی ندوشن -متخلص به امید- شعر عکس تمنا را سرود و به استاد فرزانه و ادیب دکتر محمد علی اسلامی ندوشن تقدیم کرد. ”عکس تمنا” صبحی دل انگیز است یک پاییز زیبا را کودک به فرق کوچه؛ تنها می نهد پا را تا انتهای کوچه مادر بر نمی دارد از قامت نو باوه اش چشم تماشا را کودک ز پیچ کوچه می پیچد ولی مادر بر صفحه ی دل می کشد عکس تمنا را مثل تمام مادران عالم خاکی خواهد به کام کودک خودعیش دنیا را شاید طناب آرزوهای طلایی را کودک نمی بافد ولی مشق الفبا را پیش از شروع عاشقی باید بیاموزد باید به صحرا درنوردد راه دریا را پس کوچه های روستا دروازه میگردد تا بنگرد چشم پسر دنیای فردا ...
ادامه مطلب

زهراست نشانه ای که حق گم نشود

زهراست نشانه ای که حق گم نشود
فاطمی (۱) چون مادرِ پاکِ یازده خورشید است راه و روشش حقیقتِ توحید است شک نیست که اهلِ آسمان ها راهم میلادِ لبالب از امیدش ، عید است فاطمی (۲) حق لطفِ دگر به عشقِ پیغمبر(ص) کرد سیبی ز بهشت آمد و محشر کرد وقتی که خدیجه (س) و پیمبر(ص) خوردند زان سیب ، خدا نصیبشان ، کوثر کرد فاطمی (۳) خوشبخت که یاسِ مهربان ، مادرِ ماست فرزندِ رسولِ انس و جان ، مادرِ ماست ” یا مهدی (ع) ” ما ، آینه ی ” یا زهرا(س) ” ست چون مادرِ ” صاحب الزّمان (ع) ” ، مادرِ ماست فاطمی (۴) شک نیست که ” مادرِ پدر ” ” فاطمه (س) ” است تاجِ سرِ اشرفِ بشر ، فاطمه (س) است وقتی که به محضرِ خداوندِ بزرگ امضای همیشه معتبر ، فاطمه(س) است فاطمی (۵) در چشم نبی (ص) ...
ادامه مطلب

تقدیر از ناخدا فتح الله رحیمیان ندوشن فرمانده ناوشکن جمهوری اسلامی ایران (جماران)

تقدير از ناخدا فتح الله رحیمیان ندوشن فرمانده ناوشکن جمهوری اسلامی ایران (جماران)
دومین همایش فرهیختگان شهرستان میبد با حضور آیت الله اعرافی امام جمعه میبد ، جمعي از مسئولين ، نخبگان و فرهيختگان شهرستان ميبد و همچنين حجت‌ الاسلام جوادی امام جمعه ندوشن ، ناخدا فتح الله رحیمیان ندوشن ، سيد هادي موسوي شهردار ندوشن ، فرزين خادمي بخشدار ندوشن ، سيد فضل الله طباطبائي ندوشن شاعر ندوشن روز گذشته در سالن همایشهای دانشکده علوم قرآنی میبد برگزار شد و در پايان نيز از فرمانده ناوشکن جمهوری اسلامی ایران (جماران) ناخدا فتح الله رحیمیان ندوشن ( دریادل ندوشني ) تقدير بعمل آمد . ...
ادامه مطلب
صفحه 1 از 3123
تمام حقوق این سایت برای © 2017 سامانه اطلاع رسانی فرهنگ ندوشن. محفوظ است.
قدرت گرفته از وردپرس فارسی