درسنامه ای به نام روزها

درسنامه ای به نام روزها

“حسین مسرت”

گهگاهی، کتابی گرانسنگ در این خموش بازار کتاب، درخششی ویژه یافته و حلاوت سخن نو را بر دهان مشتاقان کتاب‌های تازه می‌نشاند، روزهای آسایش نوروز، فراغتی را حاصل آورد تا همنشین کتاب خوب «روزها» نوشتۀ نویسندۀ توانا دکتر محمّد علی اسلامی ندوشن باشم، بوی بهار و بوی کتاب نو، لحظاتی دلنشین و فراموش ناشدنی را برایم پدید آورد که با نگاهی تازه، کتابی تازه را از دیده بگذرانم.

بیش و کم هر ایرانی دوستدار فرهنگ و ادب، اسلامی را از نزدیک می‌شناسد، از نزدیک، برای اینکه در گونه گون کتاب‌های خود، همیشه در بیانی ساده و نزدیک با زبان مردم سخن گفته و این توفیق کمتر نصیب نویسندگان کنونی شده است، به بیانی دیگر، دکتر اسلامی نامورتر از آن است که نیازی به معرّفی داشته باشد.

دکتر اسلامی ندوشن درباره انگیزه خود از نگارش روزها می‌گوید: «آنچه مرا برانگیخت تا به ثبت این لحظه‌ها بپردازم، آرزوی دست یافت به آنِ زندگی است، یعنی آن «عصارۀ بی‌نام نگفتنی»، که امّید ما آن است که با فشردن روزهای رفته و پالودن دُردها و تُفاله‌ها بر جای بماند».

و در ادامه، بازیافت خود را از زندگی چنین می‌داند: «من به خود که نگاه می‌کنم، می‌بینم که پیمانه‌ام همان خودِ “دریافت” بوده است. غوطه زدن در لُجّۀ زندگی. نوشیدن اشک‌هایی که از بریدگی‌های تاک ایّام چکیده‌اند، در دورانی که در آن گذشته، حال، آینده، مانند گردباد به هم پیچیده بوده‌اند. آنچه را “دریافت” نامیدم، تنها تجربۀ چند ده سالۀ عمر جسمانی نیست. برای هر انسان، کم و بیش یک عمر تاریخی نیز هست، مشتمل بر خاطرۀ بشریّت گذشته، به درازی عمر دنیا، که زندگی خود را به آن پیوند می‌دهد و از آن می‌آکند. آمیزۀ این گذشتۀ تاریخی و عمر را بگوییم: «جوهره‌ای» که سرانجام در دست می‌ماند، چون مشت خاکستری از کاروانی».

«روزها» آمیخته‌ای است از خاطره و تجربه، قیاس و سنجش حال و گذشته، مروری درس‌آموز بر خاطرات گذشته. هدفمندی این بازگویی‌ها در جای، جای کتاب منعکس است. دکتر اسلامی، هوشمندانه کلمات را در قالبِ ترکیب‌هایی بدیع و نو ریخته و اساس نثر معاصر را برای آیندگان باز می‌نمایاند. یک نمونه از خاطره تجربه‌های او آورده می‌شود.

«آزادی برای آن‌ها همین اندازه معنی داشت که تندرست باشند و کار بکنند و مزدی در حدّ ِ گذران معاش بگیرند. حرف‌هایشان همه از تجربیّات دست اوّل زندگی سرچشمه می‌گرفت، کم‌ترین سایه‌ای از روشنفکری کاذب که تباه کنندۀ فکر ایرانی گشت، در آن دیده نمی‌شد. هر یک از آن‌ها فرمانبَرِ هنر، مهارت، اعتقاد و تجربۀ خود بودند و نه بَردۀ اندیشه‌های قالبی. نِق زدن و شکایت از اوضاع مملکت به هیچ وجه معنی نداشت، کمبودی اگر احساس می‌شد، در عدم تعادل میان خرج و دخل بود که آن هم قناعت، جای خالی را پُر می‌کرد» (۱۰۳-۱۰۴).

دکتر اسلامی ندوشن در این کتاب، تنها راوی خاطرات نیست، مدرّسی دلسوز، جامعه شناسی آگاه و آینده نگری مدبّر است. بی پرده آنچه را که روزی برایش مقدّس بوده و بعدها به تجربه، خلافش ثابت شده، در پیش روی خوانندگان می‌گذارد. خوانندۀ نکته بین می‌تواند آرزوهای نسلی را ببیند که زمانی می‌اندیشید: «ایران به جانب رستاخیز امّید بخشی پیش می‌رود، زیرا به آزادی رسیده» (ص ۲۵۰) امّا بعدها بدین نتیجه رسید: «در آن برکۀ خوش‌بینی، چقدر زندگی آسان می‌نمود» (ص ۱۵۰) و به تجربه، آن خوش‌بینی تبدیل به واقع بینی شد که جز سراب، چیز دیگری نبوده است.

«در همین دوران آموختم که زندگی، جز اطاعت از حکومت و سر به زیر راه رفتن، روی دیگری هم دارد و آن تشخیص چون و چراست». (ص ۲۵۴) «از هم پاشیدگی سوم شهریور برای هزارمین بار در تاریخ نشان داد که با ترس، تنها نمی‌توان حکومت کرد» (ص ۲۷۲).

«روزها» در ورای بازگویی خاطره‌ها، درسنامه‌ای است از تجربیّات یک نسل، نسلی که اوج و فرودها را دیده، قدرت‌ها و ذلّت‌ها را دیده، و سرد و گرم‌ها را چشیده، در گام به گام تاریخ پرفراز و نشیب ایران، همراه با مردم بوده، و در کنارشان.

«روزها» خاطراتی از دورانی محدود و منحصر به یک شخص نیست، تاریخنامۀ اجتماعی، سیاسی و فرهنگی ایران، ما بین سال‌های جنگ جهانگیر نخست و دوم است و رهنمودنامه‌ای است برای آیندگان. بازگویندۀ آزموده‌های نسلی است که اکنون آموزگار نسل کنونی است، نسلی که می‌خواهد رهنمایندۀ نسل‌های بازپسین باشد. نسل کنونی، نیازمند سرد و گرم چشیده‌هایی است تاکژی را از راستی باز نمایاند، گوش‌هایش باید پذیرندۀ مشتاق تجربه‌ها باشد، تجربه‌هایی که آسان به دست نیامده، ولی آسان از دست خواهد رفت، تجاربی چونان گوشواره‌های سنگینی بر دو گوش و چونان تیغی مهیّا در قفا. رودکی راست:

هر که نامُخت از گذشتِ روزگار
هیچ ناموزد ز هیچ آموزگار

دکتر اسلامی ندوشن در این کتاب، تنها راوی خاطرات نیست، مدرّسی دلسوز، جامعه شناسی آگاه و آینده نگری مدبّر است. بی پرده آنچه را که روزی برایش مقدّس بوده و بعدها به تجربه، خلافش ثابت شده، در پیش روی خوانندگان می‌گذارد. خوانندۀ نکته بین می‌تواند آرزوهای نسلی را ببیند که زمانی می‌اندیشید: «ایران به جانب رستاخیز امّید بخشی پیش می‌رود، زیرا به آزادی رسیده» (ص ۲۵۰) امّا بعدها بدین نتیجه رسید: «در آن برکۀ خوش‌بینی، چقدر زندگی آسان می‌نمود» (ص ۱۵۰) و به تجربه، آن خوش‌بینی تبدیل به واقع بینی شد که جز سراب، چیز دیگری نبوده است.

«در همین دوران آموختم که زندگی، جز اطاعت از حکومت و سر به زیر راه رفتن، روی دیگری هم دارد و آن تشخیص چون و چراست». (ص ۲۵۴) «از هم پاشیدگی سوم شهریور برای هزارمین بار در تاریخ نشان داد که با ترس، تنها نمی‌توان حکومت کرد» (ص ۲۷۲).

آنچه این کتاب را بیش از هر چیز خواندنی می‌کند، توصیف‌های زیبا و استادانۀ نویسنده در بازگویی حالات و حرکات و سکنات افراد این کتاب است، اسلامی چونان نگارگری ماهر به توصیف مناظر و مرایا می‌پردازد که خواننده، همان آن، خود را در آن صحنه می‌پندارد، همچون توصیفی که از دبیر خوشنویس دبیرستان دارد:

به هر روی هدفتر از این کتاب خواندنی تر از دیگری است.کاش این اثر گرانسنگ جلد پنجمی هم داشت. اما افسوس که ایشان با نگارش جلد چهار دفترش را بسته است.

مطالب پیشنهادی :

درباره نویسنده

590 مطلب نوشته است .

نوشتن دیدگاه

شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .

*

تمام حقوق این سایت برای © 2019 سامانه اطلاع رسانی فرهنگ ندوشن. محفوظ است.
قدرت گرفته از وردپرس فارسی