هویت ایرانی از منظر دکتر اسلامی ندوشن از چشم انداز فرهنگ

هویت ایرانی از منظر دکتر اسلامی ندوشن از چشم انداز فرهنگ

“دکتر علی اکبر جعفری ندوشن”
– در روزگار کنونی، شتاب و دامنه تحولات و دگرگونی‌ها به حدی است که نه تنها در قیاس با گذشته‌های دور، بلکه در سنجش با همین چند دهه پیش، تحولات جهانی از رشد فراوانی برخوردارگردیده است. به طوری که حتی امروزه، روند فزاینده ای در کشاکش میان حوزه‌های گوناگون اقتصادی، سیاسی و فرهنگی نیز پدید آمده است. در این میان، مفهومی‌که تا حد زیادی دگرگونی‌ها و تحولات پردامنه و فزاینده روزگار کنونی را به نمایش می‌گذارد، مفهوم «جهانی شدن» است.
رویکردهای علمی-پژوهشی به این پدیدار، بیشتر اقتصادی است؛ هر چند رویکرد فرهنگی به جهانی شدن نیز اهمیتی زیادی دارد. چشم انداز فرهنگی جهانی شدن، بیشتر در چهره فرهنگ جهانی رخ می‌نماید. این که آیا فرهنگ جهانی، تحقق پذیر است یا نه؛ و این که هویتهای بومی‌(ملی) در این کشاکش، چه سرنوشتی می‌یابند؛ مباحث تعیین کننده ای در قلمرو فرهنگی جهانی شدن به شمار می‌آید.
در این میان از منظر عده ای از صاحبنظران تهدید‌های عمده ای که فرا روی هویت ایرانی درمواجه با جهانی شدن است، عبارتند از زوال فرهنگ و اخلاق، مادی گرایی، گسستگی تاریخی و شناخت شناسانه از شخصیت ملی و… که در مقابل بازگشت به ملیت، مذهب و فرهنگ ملی، تاریخ، جغرافیا، ادبیات، دین و فرهنگ ایرانی، و شناخت غرب (تجدد)، و کمابیش مشارکت فعالانه در بده بستان فرهنگی غالباً به عنوان راه حل‌هایی در برون رفت از این کارزار مطرح گردیده است.
در هر حال، هویت ملی و ارکان و شاکله آن در این کشاکش جهانی شدن از نظر برخی صاحبنظران در سالهای اخیر از اهمیت جدی برخوردار بوده است. لذا در این جا تلاش می‌شود به این موضوع از نگاه دکتر محمد علی اسلامی ندوشن بپردازیم؛
اسلامی ندوشن، شخصیت نام آوری در عرصه پژوهش در فرهنگ ایرانی است. او نه دیدگاه ملی گرایانه افراطی دارد، نه به سایر ایدئولوژی‌های رایج به دیده تفریط می‌نگرد. او از چشم انداز فرهنگ ایرانی به ایران می‌پردازد که البته ملیت و مذهب در ان نقش عمده ای دارند ولی عناصری چون جغرافیا، تاریخ، ادبیات و… نیز از نظر او واجد جایگاه در خور تاملی هستند. نقش این عناصر را از نگاه او در تجهیز هویت ملی ایرانیان به اختصار بررسی می‌کنیم.
۱- جغرافیا:
اسلامی ندوشن، نقطه عزیمت شیوه شکل گیری تفکر یک قوم را دو عامل جغرافیا و اقلیم قرار می دهد. وی با یادآوری این جمله از رنه گروسه که «کم کشوری می‌توان یافت که جغرافیای آن، به این درجه بیانگر تاریخش باشد» به چند ویزگی ناشی از جغرافیای ایران، اشاره می‌نماید. ایران کشوری «بر سر راه» بوده، و بنابراین هر که از هر جا حرکت می‌کرده، ناچار نزد او سر در می‌آورده است. دیگر این که، برخی جاذبه‌های طبیعی ایران، سبب شده تا چشمهای طمعکاری به سوی او دوخته شود. قرار گرفتن ایران در مرکز برخوردهای جنگی و وزشهای تمدنی، او را در موقعیتی شکننده قرار داده است.
از سوی دیگر، «مساله همسایگی» برای ایران، همواره یکی از مهمترین مسائل بوده، تا جائیکه می‌توان گفت: ایران، «یکی از بد همسایه ترین کشورهای دنیا بوده است». اینها همه سبب گردیده تا ایران (از نخستین روزها و از سپیده دم تاریخ)، همواره به حال بیدار باش باش و در موضع دفاعی به سر برد.اوستا همین نگرانی‌ها را بیان می‌کند. داریوش، از سه مصیبت دروغ، خشکسالی، و دشمن شکوه می‌نماید. به ادب فارسی که نگاه می‌کنیم، پیوسته این «خصم هزار پای موهوم، ولی واقعی» را احساس میکنیم موقعیت جغرافیای ایران، بر خلاف دیگر کشورها که در یک گروه تمدنی مشترک قرار دارند، او را به یک واحد تمدنی جدا تبدیل نموده است. به کشورهای عربی خاورمیانه، کشورهای آفریقای جنوبی و مرکزی، که نگاه می‌کنیم، این تفاوت را بهتر درمی‌یابیم. اما از سوی دیگر، وضع جغرافیایی ایران، سبب گردیده تا بتواند با تمدنهای گوناگون در داد و ستد باشد.
۲- تاریخ:
اسلامی ندوشن، تاریخ ایران را تا حد زیادی زبر تاثیر جغرافیا می‌داند. تامل در تاریخ ایران،برای ایرانی ضروری است، چرا که نگاه به پشت سر آدمی‌را به جلو رفتن، دلگرم می‌نماید. اسلامی، از « ایران و تنهاییش» سخن می‌گوید.وی می‌افزاید که: « اگر پیش آید که نگاهی بر تاریخ بیفکنیم و نگاهی دیگر به سراسر جهان، ایران را کشوری تنها می‌بینیم با سرنوشتی خاص، متفاوت با دیگران.»
ایران در سراسر تاریخ خویش، با آزمونهای طاقت فرسایی روبه رو بوده، که او را به واکنشهای متفاوت و گاه متعارض کشانده است. گاه تسلیم شده و سر خم نموده است تا حادثه را از سر بگذراند؛ و گاه نیز دندان بر هم فشرده و توان و نیروی مقاومت را در خود جمع کرده تا از پا در نیاید. بنابراین، گاه هجوم بوده و گاه عقب نشسته است. نکته چشمگیری که در سرونوشت ایران دیده می‌شود، «استعداد این کشور است که بیشتر به جان سختی شبیه بوده» چین و هند، تنها دو کشوری هستند که از چنین تداوم تاریخی برخوردارند.
حتی کشورهای کهنی چون ایتالیا و یونان، نشانه‌های چندانی از گذشته خویش ندارند. آن هنگام که یک مصری به «اسوان» یا عراقی، به بابل و نینوا می‌رود، چه « رشته خاطره ای» در او به جنبش در می‌آید؛ تقریباً هیچ؛ اما چون ایرانی به تخت جمشید، تیسفون، کاخ بیستون (ایوان مدائن) و.. می‌رود؛ دستهای تاریخ او را با احساس تعلقی مرموز و شیرین به سوی خویش می‌کشد. نامهای ایرانی همچون شیرین و خسرو و صدها نشان دیگر، به آدمی‌می‌فهماند که ایران، کشور سالخورده ای است؛ چرا که «خاطره اش، نشانه سالخوردگی است» بر سر هم می‌توان گفت که تاریخ ایران، در سه خط، در حرکت بوده است: تلاش برای حفظ ایرانیت، برخورد با بیداد و رویارویی با ریا
۳- زبان و ادبیات فارسی:
«آربری» گفته است: «روح ایران، همان طور که از هنرهای این مردم مشهود است، در ادبیات این قوم نیز زنده و پایدار مانده.ویرانی سیاسی این کشور، در مقام مقایسه با این پیروزی بزرگتر، ناچیز است ». دکتر اسلامی ندوشن، بر این باور است که، تاریخ ایران و ادب فارسی «دوشادوش یکدیگر» حرکت نموده اند.بوده است مواردی بسیار که در تاریخ نیامده،ولی در ادبیات به زبان آمده است.از سوی دیگر،ادبیات فارسی را جز با تامل در تاریخ این کشور، نمی‌توان به خوبی دریافت.
تاریخ ایران، کمتر به مسائل اجتماعی پرداخته و این خود دلایل بسیاری داشته است؛ ولی ایرانی که حرفهای بسیار برای گفتن داشته، ادبیات را بهترین تیره فعالیت فکری خویش قرار داده، و اسرار را در آن به زبان آورده است. این که، ایران، چهار گوینده بزرگ فارسی زبان – فردوسی، مولوی، سعدی و حافظ دارد نشان از ان است که ایرانی «در دورانی از تاریخ خود،بیش از هر چیز احتیاج به گفتن داشته، و نیاز به سخنگو، و حرف بسیار برای گفتن بود؛ و نیز نشانه آن است» که ایرانی به قول تا گور آن را که می‌جسته، کمتر می‌یافته و آن را که نمی‌جسته، می‌یافته است. به دیگر سخن، برای بررسی تاریخ ایران و هویت ایرانی، یکی از ارزنده ترین منابع که هنوز از آن بهره گیری نشده است، عبارت است از ادب فارسی –شعر، قصه‌ها، مثلها، ادبیات عامیانه، هنر و نقش، بررسی آیینها و آداب و رسوم، این منابع، متاسفانه بر اثر گسترش آمیزشهای شهری و رادیو و تلویزیون در حال کمرنگ شدن است.
۴- اسلام و ایران:
ورود اسلام به ایران، از دیدگاه اسلامی ندوشن،مهمترین حادثه در تاریخ دراز آهنگ ایران است. «در میان افتادن‌های تاریخ، افتادن ساسانی‌ها از همه عجیب تر است براثر آن سرنوشت ایران دگرگون گشت و ورق تازه ای در تاریخش باز شد. چه می‌بایست کرد؟ «اسلام، با پیام توحید، عدالت، و… به ایران آمده و ایرانی آن را با آغوش باز پذیرا گشت. اما دیری نپایید که بنی امیه، سیاست تبعیض نژادی در پیش گرفت و مردمی‌را که بیش از هزار سال،پیشینه مدنیت و جهانداری داشت، «عجم» و « موالی» خواند. این سرنوشت، کمتر برای قومی‌در تاریخ پیدا شده بود. ولی زندگی میبایست ادامه یابد.
ایرانی در چاره‌جویی، استشمام خاص خود را دارد. هر چند پیام اسلام،شیرین و گوارا بود و حتی پاره ای قیدهای زندگی اجتماعی ایرانیان همچون علائم نظام طبقاتی را از میان برداشت و سبب شکفتگی استعدادها گشت؛ ولی عملکرد آنها که به نام اسلام حکم می‌راندند، ایرانی را بار دیگر در تاریخ خویش، بر سر دوراهی قرار داد. این جنب و جوش تازه و در عین حال تنگناهایی که ایرانی احساس می‌کرد، او را چند گاهی در ابهام و گیجی فرو برد، ولی سرانجام تصمیمی‌تاریخی می‌گرفت.
« تصمیم نهایی آن شد که دین جدید پذیرفته شود، بی آنکه ایرانی از دست برود. اگر ایران به صورتی که در گذشته بود دیگر نمی‌بود، جوهره آن را می‌شود در شکل دیگری نگاه داشت. من گمان میکنم که تاریخ این هزار و چهارصد ساله ایران بر روی این تصمیم حرکت کرده است». این امر، از یک سو به آفرینش گونه ای پویش و پویایی انجامید که سرچشمه آثار مهمی‌شده؛ و از دیگر سو «قوای او را متفرق کرد» و گونه ای فرسایندگی را در او پدید آورد. از این پس «وزنه زندگی بر فرهنگ افتاد». در پی این تحول دورانساز، ویژگی فرهنگی ایران، پیوند فرهنگ ایران اسلامی با فرهنگ کهن ایرانی گشت.
در این میان جایگاه شاهنامه، ممتاز است.«زبان فارسی و شاهنامه سرنوشت ایران را تغییر دادند؛ و به تولای آنان باز او شد قومی‌متفاوت با دیگران – این کتاب،ایران گذشته را به ایران بعد پیوند داد. ایران، تغییر مذهب داده بود، ولی زبان فرهنگ،زبان جاویدان و عام است » از این رو، فرهنگ ایران باستان، همچون آب قنات که از ژرفای خاک و پنهان حرکت می‌کند، به دوران اسلامی نفوذ کرد؛ و رد پای خود را بر همه چیز – از آداب و آیین‌ها، آتش افروزی نوروز، موسیقی، نقش‌های قلمکار، قالی، کاشی، اندرزها، نامها، یادها، داستانها و… گذاشت.
البته اسلامی ندوشن شاخصه‌های دیگر فرهنگی هویت بخش نظیر تساهل در رفتار و تسامح و سازش در برخوردها و… که در مجموع تیره‌های فکری متعددی را در میان قوم ایرانی فراهم آورده از وجوه دیگر سازنده هویت ایرانی می‌داند که بررسی تفصیلی ان باید در مجال دیگری به انجام رساند.همچنان که آسیب شناسی مولفه ای هویتی قوم ایرانی نظیر آنچه اسلامی ندوشن از آن با عناوین چون ناتوانی شیوه تفکر و گرایش به تیره فکر اشراقی و دور ماندن از تاملات استدلالی و استقرایی و یا فرد اندیشی و گریز ازکار جمعی، غلو و تملق و سبک گرفتن معانی و یا جبر گرایی و دوچهرگی و.. با بررسی دقیقتری به آینده وعده می‌دهیم.
به ناچار بررسی پیشنهادات نظری اسلامی ندوشن در تجدید ساختار هویت ملی و چگونگی رویارویی با پدیده جهانی سازی را نیز با تامل و تفصیل بیشتر به گاه دیگری حواله داده وجایگاه تاملات این صاحبنظرایرانی رادر گفتمان جهانی شدن و هویت ملی درمیان نحله‌های فکری گوناگون فعلی به بررسی خواهیم نشست..

“روزنامه اطلاعات”

مطالب پیشنهادی :

درباره نویسنده

551 مطلب نوشته است .

نوشتن دیدگاه

شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .

*

تمام حقوق این سایت برای © 2019 سامانه اطلاع رسانی فرهنگ ندوشن. محفوظ است.
قدرت گرفته از وردپرس فارسی