از خلال نکوداشت‌ها؛ چند نکته درباره دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن

از خلال نکوداشت‌ها؛ چند نکته درباره دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن

“محمد صادقی- روزنامه نگار”
تشویق و تقویتِ آرزواندیشی!
۱٫ دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن، نویسنده‌ای است که از نوشتن بیش از یک هدف نداشته، به تعبیر خودش همواره خواسته «حق انسانیت خود را ادا کند.» او در کار روشنفکری خود نیز همواره اخلاق‌گرا و جویای حقیقت بوده و از مبهم سخن گفتن و پیچیده نوشتن پرهیز داشته است.
اینها ویژگی‌هایی است که در کار روشنفکری او و دوست‌اش، زنده‌یاد دکتر مصطفی رحیمی درخشان و ستودنی است. دکتر اسلامی ندوشن، چنان که خود بدرستی تأکید دارد، بیش از هر نویسنده‌ای درباره «فرهنگ» و «ایران» نوشته است. هنگامی که از فرهنگ گفته و می‌نویسد به مفهوم وسیع آن، یعنی جهان‌بینی و رهیافت زندگی می‌نگرد؛ زیرا روشنفکری است که باور دارد فرهنگ پایه کار جامعه است و تا زمانی که فرهنگ اصلاح نشود، از حجم مشکلات اجتماعی کاسته نخواهد شد. هنگامی هم که از ایران سخن گفته و می‌نویسد، به تعبیر خودش:«همان‌گونه که بارها گفته‌ام منظورم وطن‌پرستی خام و احساساتی نیست. منظور قدرشناسی نسبت به یک دفینه تمدن است.»
۲٫ این روزها که چندین مراسم به مناسبت رونمایی یکی از آثار دکتر اسلامی ندوشن (که به زیبایی خوشنویسی شده) برگزار شد، در یکی از سخنرانی‌ها به موضوع‌هایی پرداخته شد که جای پرسش و البته تعجب دارد! زیرا گفته‌ها و نوشته‌های او به دور از ابهام و پیچیدگی هستند و از این رو، جایی برای تفسیرهای دلخواه از باورها و آرای او و اینکه نگرش‌های وطن‌پرستانه خودمان را به او نسبت بدهیم، باقی نمی‌گذارد. در اینکه دکتر اسلامی ندوشن علاقه زیادی به ایران دارد، تردیدی وجود ندارد. اما اینکه با خواندن شعری از نظامی (همه عالم تن است و ایران دل) و بیانی هیجانی درباره نویسنده‌ای که نوشته‌های عقلانی و غیرایدئولوژیک او چشمگیر هستند، از فضیلت ایرانی‌بودن و وطن‌پرستی سخن بگوییم، چه معنایی دارد؟ آیا اینگونه سخن‌ها اخلاقی و حقیقت‌طلبانه است؟ و ترویج چنین اندیشه‌هایی به نفع بشریت است یا اینکه مرزبندی‌ها را محکم‌تر و درجه‌بندی شهروندان جهان را تقویت خواهد کرد؟ چنانکه می‌دانیم، وطن‌دوستی و وطن‌پرستی با هم تفاوت دارند. اولی (وطن‌دوستی) یک احساس طبیعی است و هر انسانی می‌تواند این احساس را به وطن و کشور خود داشته باشد. اما دومی (وطن‌پرستی) مساوی با «شوینیسم» است. به این معنا که انسان چون وطن خودش را دوست دارد، آن احساس را به شکل یک باور ارائه کند و وطن و کشور خود را برتر از وطن و کشور دیگران بداند. در این حالت، به تعبیر استاد مصطفی ملکیان، ما خوشایند خودمان را در غیاب «استدلال» به شکل یک باور درآورده و دچار آرزواندیشی می‌شویم. در حالی که در آثار و اندیشه‌های دکتر اسلامی ندوشن، برتری‌طلبی ملی و قومی جایی ندارد و همواره انسان‌ بودن و انسانیت ارج نهاده شده است. پس مقصود از این سخن‌ها و ادعاها چیست؟ شوربختانه در جامعه ما، هیجانی و بدون استدلال سخن گفتن (چه در سطح عمومی و چه در سطح دانشگاهی) یک آفت است و از بزرگ‌ترین گرفتاری‌های ماست. غم‌انگیزتر اینکه در مواجهه با سخنان احساسی و غیرمستدل، به جای اینکه درباره آنچه بیان می‌شود درنگ کنیم و کمی بیندیشیم، بی‌درنگ به تشویق گوینده هم می‌پردازیم! اینها قبل از هر چیزی، نشانه بارز ابتذال در جامعه ماست.

“روزنامه ایران-۱ بهمن ۹۷”

مطالب پیشنهادی :

درباره نویسنده

551 مطلب نوشته است .

نوشتن دیدگاه

شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .

*

تمام حقوق این سایت برای © 2019 سامانه اطلاع رسانی فرهنگ ندوشن. محفوظ است.
قدرت گرفته از وردپرس فارسی