اول دفتر ادبیات و زندگی

اول دفتر ادبیات و زندگی

“دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن”
دوره زندگی انسان کوتاه است و در فاصله آمدن و رفتن به جهان، معنایی نهفته است. پس انسان باید حق انسانیت خودش را ادا کند. یعنی اینکه با کار و تلاش به بشریت خدمت کند و نه اینکه فقط مانند یک مصرف‌کننده، بیاید و برود. اما افراد در بهترین دوران عمر که دوران جوانی است، قدر عمر و بهار جوانی را نمی‌دانند.
هنر فکرکردن در زندگی، اهمیت زیادی دارد؛چون لازمه درست زندگی‌کردن است. این هنر باید از طریق آموزش به افراد منتقل شود تا بهار جوانی به سرانجامی برسد. منظور این نیست که جوانان مقصرند، بلکه شرایط آنها را به این وضع کشانده است. دانش‌آموزان اغلب ایراداتی می‌گیرند که معلم خوب درس نمی‌دهد، مطالب کتاب‌های درسی جذابیت ندارد، کتاب‌ها تکراری است و پربار نیست که تا حدی درست است.
اما دانش‌آموز هم در کلاس درس باید فعال باشد، سؤال کند و بحث مطرح کند،اما این مشکلات از قدیم وجود داشته که من چندجا درباره آن نوشته‌ام. جذب علم هم در جامعه ما ضعیف است و از طرفی، مدرک‌گرایی باب شده است. تعداد دانشجوها روز به روز افزایش می‌یابد و در هر ده کوره‌ای دانشگاهی ایجاد شده است.
اکنون باید ببینیم با این سیل مدرک به دست، چه می‌خواهیم بکنیم؟ آنچه نگران‌کننده است،دو چیز است: یکی اینکه جوانان ما کمتر سؤال دارند و کنجکاو هستند. دوم اینکه در دوران مدرسه عادت به فکرکردن در آنها رسوخ داده نشده است. بیشتر اوقات به دنبال کلیشه‌ها هستند. چه در مدرسه و چه در دانشگاه.
آنچه برای ایجاد شادابی جامعه لازم است، اندیشه آزاد است. اندیشه آزاد از طریق مطالعه و بحث و گفت‌وگو و برخورد عقاید ایجاد می‌شود. اما تیراژ کتاب که معیار مهمی است، حرف دیگری می‌زند. آموزش در ایران، تعبدی بوده است و آموزش تحلیلی که متکی بر سؤال باشد،بسیار ضعیف بوده و این درآینده نگرانی‌های بیشتری به وجود می‌آورد.
نگرش‌های آموزشی در کشور، نیازمند بازنگری و بازسازی است و کتاب‌های درسی و آموزشی، جوابگوی بسیاری از نیازهای نوجوانان و جوانان نیست. این کتاب‌ها ذهن جوانان را کمتر با مسائل اساسی زندگی درگیر می‌کند و به همین سبب، نسل جوان دچار نوعی سرگردانی در زندگی است. زیرا درس‌های زندگی در کتاب‌های درسی، کمتر جلوه دارد و در محتوای کتاب‌های درسی، چنین ایراداتی دیده می‌شود.
برای رفع ایرادات، توجه بیشتر به فرهنگ، شرط اول موفقیت در این مسیر است. در آثار گذشتگان و ادب فارسی، با دریایی از جهان‌بینی و رهیافت زندگی روبرو هستیم. واقعیت‌های زندگی و درس‌های زندگی در ادبیات قدیم ما بازتاب وسیعی دارد.
سؤال این است که تاکنون چه اندازه به «ادب» گذشته ایران و «گنجینه‌های فرهنگ» به طور پویا نگاه شده؟ آن هم وقتی درشاهکارهای «ادب فارسی»،از زندگی بسیار حرف زده شده است.
این که نقص‌هایی در آن وجود دارد، ایجاد مانع نمی‌کند و نباید از آن ابایی داشت. باید آنها را زدود. با بهره از آن گنجینه‌ها می‌توان جوانان را با دریای بی‌کران ادب و هنر زندگی آشنا کرد. اگر فرهنگ در مسیری قرار گیرد که از خرافات دور و به روشنگری نزدیک شود، دستخوش رکود نمی‌شود.
فرهنگ باید روینده باشد و اگر فرهنگ، رفیق راه رونق اقتصادی نباشد، فساد روحی بر جامعه عارض می‌شود. فرهنگ زمانی بارور می‌شود که فرصت‌های مناسب در اختیار جوانان قرار داده شود تا استعدادهای خود را بشناسند.
در کتاب «سیمای یک فرهنگ‌مدار» گفته‌ام که ادبیات گذشته، یکدست نیست. چند شاهکار دارد. حدود بیست و چند گوینده بزرگ و مقداری هم شعر بد و مکرر، که کسی به آنها اعتنا نداشته است. زبان فارسی، زبان شعر بوده است؛ زیرا مردم به علت وضع نابسامان زندگی به شکایت و درد دل احتیاج داشته‌اند. این شعرها باید به نقد درست گذاشته شوند.
شعر فارسی،بیشتر از تاریخ بازگوکننده وضع اجتماعی و روانی مردم ایران است و ما برای شناخت زندگی کشور خود از آن بهره زیادی می‌توانیم بگیریم. کسانی که با زبان تلخ، بی‌آنکه سواد خواندن این آثار را داشته باشند، از آن انتقاد می‌کنند، عذرشان خواسته است. از زمانی که خودکار ارزان و حروف چاپ در اختیار همه کس قرار گرفته است، هر کسی (به شرط آنکه وارد سیاست نشود) آزاد خواهد بود که هر چه می‌خواهد بگوید و بنویسد، ولی باید شنونده عاقل باشد.
زبان فارسی دری، ناگزیر بوده است که طی عمر خود،خیلی دست به عصا حرکت کند. از یک سو، حرف‌های بسیاری برای گفتن داشته و از سوی دیگر به علت حکومت‌های استبدادی و تعصب عوام، ناگزیر به رعایت احتیاط بوده است. به این علت، آن همه ایهام و کنایه و پوشش در ادب فارسی راه یافته و مولوی می‌گفت: چاره اکنون آب و روغن کردنی است.
البته چون هنرهای دیگر از نوع نقش و مجسمه و موسیقی، حرام یا مطرود شناخته می‌شده، شعر می‌بایست بار آنها را بر دوش بکشد. از این رو شعر بسیار رشد کرد. حتی فکر فلسفی هم که حکمت نام گرفت، از طریق ادبیات، و با زبان ادبی، به ساحت اندیشه ایرانی راه یافت.
زبان فارسی در اغلب اوقات در زیر یک سایه خودسانسوری زندگی کرده است. و این، همه‌اش بار منفی نداشته، بلکه از جهتی موجب غنای آن نیز شده است. زیرا بسیاری از نهفته‌های درونی ایرانی را بیرون ریخته است.

“روزنامه اطلاعات – سه شنبه ۱ آبان ۱۳۹۷”

مطالب پیشنهادی :

درباره نویسنده

536 مطلب نوشته است .

نوشتن دیدگاه

شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .

*

تمام حقوق این سایت برای © 2019 سامانه اطلاع رسانی فرهنگ ندوشن. محفوظ است.
قدرت گرفته از وردپرس فارسی