ببین در آینه جویبار، گریه بید

ببين در آينه جويبار، گريه بيد

“مهرداد صادقیان ندوشن”
به گزارش پایگاه فرهنگی – خبری فرهنگ ندوشن ؛ میراث ماندگار چوپانان، میراثی که سالیان سال است محل خنکا و استراحت شبانان ندوشن بوده و تفرجگاهی برای رهگذران و مقصدی برای طبیعت دوستان؛ حال چنان خشکیده که دیدنش چنان چشمه اش، اشک جاری میکند و ذهن را متوقف.
بید کهن ما، بارها و بارها پیش از این از گزند حوادث رهایی یافته بود. پدربزرگ مرحومم، حاج علی اکبر جعفری ندوشن (علی اکبر باقر اکبر)، نقل می‌کرد که پیشتر از سوختن نجاتش دادیم و اصلاً این بید را به جای درخت دیگری که قبلاً سوخته بود، نشاندیم. می گفت هماره مراقب بودیم تا مبادا خوراک گله ها و خصوصا گله شتران شود. باری، ایشان پاسبانان نکویی برای این منزلگاه خود بودند.
خبر تلخ سوختن بیدمان، از چند جهت مرا متأثر نمود:
– نخست آنکه آن را میراثی معنوی از پدربزرگ مرحومم می دانستم، که تا بود، بیدش را دوست می داشت و دلخوش به مانایی بید بود پس از رفتن خویش.
– دوم آنکه گرچه تک درختی بود در دل آن دره و کوهستان، لیک نقش جنگل را به دوش می کشید. سایه سارش جایگاه خاطرات فراوان آنان است که دقایق و ساعاتی در سایه اش آرمیدند و آرامشی دل انگیز را تجربه کردند، در کنارش عکس گرفتند. حتی آنان که در این محل بعضاً از کوه افتاده یا غلت خورده اند نیز این بید و این چشمه را دوست داشتند.
سه سال قبل آن را مقصدی و تفرجگاهی برای دوستان غیر ندوشنیم انتخاب کردم و نیک به یاد دارم که بقدری از این محل لذت بردند که آن را بر روی نقشه گوگل ثبت کردند تا مبادا فراموشش کنند.
– سوم: نگاه به بقایا و بازمانده این درخت چنان هولناک به نظر می آید که بسان تاراج می ماند، حال آنکه مراتع اطراف این چشمه هماره از فعال ترین مراتع بیابانی ندوشن است و اصولاً مسیر تردد.
اگر تمام موارد و رنجهایی که میکشیم را بر گردن دیگری بیندازیم بنظرم در این مورد دیگر نمی توانیم چنین کنیم. در مورد این پیشامد ناگوار، بیش از هر کس مرتع داران و باغداران آن مسیر باید پاسخگوی نابودی این میراث عظیم و عزیز باشند، ایشان باید جوابی درخور و قانع کننده بدهند که اگر مشکلات در مسیر فراوان هست و غیرقابل کنترل، گناه این بید چه بوده که تبر به نابودی آن میزنیم، آن را می خشکانیم و می سوزانیمش؟
بعید میدانم، این بید که در طی دوران این همه خست آسمان و سخاوت آن، خوبی و بدی انسان را دیده بود، به این راحتی و به مرگ طبیعی چشم فروبسته باشد و کاش رفتنش به بلای طبیعی باشد و نه بلای انسانی و دیدن بدی.


کاربرانی که این مطلب را پسندیده اند:

  • avatar

مطالب پیشنهادی :

درباره نویسنده

263 مطلب نوشته است .

یک نظر on “ببین در آینه جویبار، گریه بید”

  • م.جعفری wrote on ۱۵ مرداد, ۱۳۹۶, ۱۸:۳۲

    بسیار زیبا و تاثیر گذار، آفرین بر این قلم و نویسندگی

    کاربرانی که این دیدگاه را پسندیده اند:

    • avatar

نوشتن دیدگاه

شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .

تمام حقوق این سایت برای © 2017 سامانه اطلاع رسانی فرهنگ ندوشن. محفوظ است.
قدرت گرفته از وردپرس فارسی