تقدیم به پیشگاه مقدّسِ مولی الموحدین مولا امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیه السّلام

تقدیم به پیشگاه مقدّسِ مولی الموحدین مولا امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیه السّلام

“ذوالفقار سخن”
آسمان در شبِ یک فاجعه حیران شده بود
سحر از رجعتِ خود ، تازه پشیمان شده بود
شبِ مهمانی امواجِ ملائک به زمین
کوفه را وحشتِ یک واقعه مهمان شده بود
در تبِ ثانیه ها نبضِ جنایت می زد
نکند آجرِ ابلیسِ هوس ، نان شده بود؟!
برگی از دفترِ تقدیر ، تورّق می شد
و سراپرده ی گل ، طعمه ی توفان شده بود
ذوالفقارِ سخن از رنجِ زمان می آسود
پشتِ اندیشه ، از این واهمه لرزان شده بود
آن که بر رخشِ زمان ، داغِ عدالت می زد
قنبرِ صبحِ نگاهش ، دلِ رضوان شده بود
“صبحِ امّید که شد معتکفِ پرده ی غیب”*
آفتابِ غزلش تا خطِ پایان شده بود
«سید فضل الله طباطبایی ندوشن (امید)»

……………………………………………………………………….
* — مصراع از لسان الغیب.


کاربرانی که این مطلب را پسندیده اند:

  • avatar

مطالب پیشنهادی :

درباره نویسنده

291 مطلب نوشته است .

نوشتن دیدگاه

شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .

تمام حقوق این سایت برای © 2017 سامانه اطلاع رسانی فرهنگ ندوشن. محفوظ است.
قدرت گرفته از وردپرس فارسی