ما اسیر شماییم نه شما اسیر ما

ما اسیر شماییم نه شما اسیر ما

به گزارش پایگاه فرهنگی – خبری فرهنگ ندوشن ؛ به مناسبت ۲۶ مرداد ماه سالروز بازگشت غرورآفرین آزادگان سرافراز به میهن اسلامی ، حاج بمانعلی جعفری ندوشن از آزادگان سرافراز دیارمان در گفتگو با این سایت به بیان خاطره ای از دوران اسارتشان می پردازند که در ذیل می خوانیم …
این روزها مصادف هست با سالگرد ورود اولین گروه آزادگان به میهن عزیزمان ایران اسلامی و یاد و خاطره شهدای آزاده بخصوص سید آزادگان حاج آقا ابوترابی را گرامی می داریم و بر روح پاک آنان درود و سلام می فرستیم .
زمستان سال ۶۲ بود . اردوگاه شماره ۲ موصل ، وضعیت غیرعادی شد . فشارها بیشتر ، روزنامه ها قطع شد . همه این ها نشانه ای از عملیات ایران علیه عراق بود و این عملیات همان عملیات خیبر بود ، در این ایام بچه ها از کمترین حقوق انسانی خود محروم بودند . در ۲۴ ساعت کمتر از نیم ساعت اجازه ورود به محوطه اردوگاه پیدا می کردند و فضای امنیتی عجیبی بر اردوگاه حاکم بود . در گوشه گوشه اردوگاه سربازان با در دست داشتن کابل و باتوم ظاهر می شدند . به طوری که در مسیر اسراء به سمت سرویس های بهداشتی تونل وحشتی بود که رفت و برگشت بچه ها همراه با ضرب و شتم و توهین بود .
به یاد دارم در یکی از روزهای سرد اسفند جمعی از افسران عراقی ، به همراه فرماندهانشان با نعره و هلهله کابل به دست ، کابل هایی که بر سر آنها میخی نصب شده بود به آسایشگاه ما یورش آوردند . بسیار وحشیانه به طرف بچه ها که چیزی جز جثه هایی ضعیف نداشتند حمله ور شدند ، لباس های آنها رو بیرون آورده و با کابل های میخ نشان بر تن نحیف بچه ها فرود می آوردند . صحنه دلخراشی بود ولی ایمان و استقامت بچه ها ، سربازان بعثی رو کلافه کرده بود . در این قبیل حوادث شکنجه ها این قدر آزار دهنده نبود ، که فشار درخواست توهین به حضرت امام (ره) بود . در همین حین که در حال ضرب و شتم بچه ها بودند ، یکی از افسران عراقی از یکی از بچه ها درخواست توهین و فحاشی به حضرت امام (ره) کرد و آن برادر اسیر مقاومت می کرد و اصرار اون افسر همراه با فرود آمدن کابل و مقاومت برادر اسیر و سرباز زدن از عمل به خواسته عراقی ، تا اینکه آن برادر جمله توهین رو وارونه تکرار می کرد به طوری که توهین متوجه خود عراقی بود (خرِ خمینی) . در این میان که یکی از افسران کُرد عراقی که کمی با زبان فارسی آشنا بود متوجه منظور برادر ایرانی شد و آن افسر عراقی را متوجه کرد ، در آن لحظه به دستور فرمانده همه سربازان به او حمله کردند و او را مورد ضرب و شتم قرار دادند ، به طوری که خون از تمام بدن او جاری و بیهوش شد . این مقاومت و دفاع از جایگاه ولایت فقیه توسط سربازان خمینی باعث تضعیف روحیه سربازان عراقی می شد که بارها اعتراف می کردند ما اسیر شما هستیم نه شما اسیر ما !!!!!!!!!!!!


کاربرانی که این مطلب را پسندیده اند:

  • avatar

مطالب پیشنهادی :

درباره نویسنده

1834 مطلب نوشته است .

۲ نظر on “ما اسیر شماییم نه شما اسیر ما”

  • م.ص.ندوشن wrote on ۲۶ مرداد, ۱۳۹۵, ۱۰:۲۷

    بسیار عالی. بار دیگر ورود آزادگان سرافراز را به میهن اسلامی گرامی داشته و برای تمامی عزیران آرزوی توفیقات روزافزون الهی میکنم. جا دارد یادی کنیم از دیگر آزادگان گرانقدر ندوشن از جمله:
    حاج محمدرضا جعفری ندوشن
    حاج رضا رحیمی ندوشن فرزند حاج غلامحسین
    حاج محمدرضا بخشی ندوشن فرزند حاج رضا بخشی
    حمید صادقی ندوشن
    انشاالله خداوند این عزیزان را نیز حفظ بفرماید.
    امیدوارم این عزیز و سایر عزیزان دست به قلم شده از خاطرات جبهه و اسارت خویش به خصوص همرزمان ندوشنی خود بنویسند و برای سایت ارسال دارند. بی شک ارزشی دارد والا.
    با ارادات و احترام

    کاربرانی که این دیدگاه را پسندیده اند:

    • avatar
  • محمد wrote on ۲۶ مرداد, ۱۳۹۵, ۱۱:۲۴

    ضمن تبریک خدمت تمامی آزادگان عزیز بویژه حاج بمانعلی جعفری عزیز ایشان در ادامه جهاد مقدسی که از نوجوانی آغاز نمودند با شغل معلمی ادامه داده اند و امروز در سنگر شورای شهر مشغول خدمت به مردم هستند که خود در شرایط امروز نوعی جهاد محسوب می شود. خدا به ایشان و خانواده شان توفیق روزافزون، سلامتی و طول عمر بدهد.

    کاربرانی که این دیدگاه را پسندیده اند:

    • avatar

نوشتن دیدگاه

شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .

*

تمام حقوق این سایت برای © 2017 سامانه اطلاع رسانی فرهنگ ندوشن. محفوظ است.
قدرت گرفته از وردپرس فارسی