شهید یحیی جعفری ندوشن، دومین شهید ندوشن

شهید یحیی جعفری ندوشن، دومين شهيد ندوشن

شهید یحیی جعفری فرزند رضا در روز بیست و سوم بهمن ماه ۱۳۳۷ در خانواده ای مذهبی و کشاورز متولد شد. در شب ولادتش پدرش خوابی دید که دلیل بر نامگذاری اش به نام یحیی شد و خواب این بود که در شب بیست و سوم بهمن آن سال، نوزادی نزد او می آید و سلام می کند و در آن لحظه ندایی می شنود که می گوید او یحیی است. پدر از خواب بیدار می شود و به یاد حضرت یحیای زکریا گریه می کند. صبح همان شب به او خبر می دهند که همسرت فرزند پسری به دنیا آورده است. پدر خواب شب قبل را تداعی می کند و برای خانواده تعریف می کند و همه این موضوع خواب را تأیید می کنند و می گویند این همان یحیی است و نام او را یحیی انتخاب می کنند و هم بستگان که خواب را می شنوند می گریند و اینگونه این خواب را تعبیر می کنند که این پسر، همچون یحیی فرزند زکریای نبی به شهادت می رسد.
کودکی استوار یکم ارتش جمهوری اسلامی، یحیی چنین گذشت. وقتی که خوب و بد را تشخیص داد تحت تعلیم پدر و مادرش دستورات دینی را آموخت و با توجه به پایبندی خانواده به مذهب شیعه او را در ۵ سالگی به مکتب خانه برای یادگیری قرآن فرستادند. در سن ۷ سالگی در عین بضاعت کم در دبستان ناصرخسرو ندوشن تحصیل نمود و در کنار درس به کار زیلوبافی می پرداخت.
بعد از تحصیلات ۶ ساله دوره ابتدایی محلی برای ادامه تحصیلات در روستا نبود لذا به یزد رفت و سال اول متوسطه را در دبیرستان علی دیهیمی به صورت شبانه شروع کرد. در حین تحصیل، روزها کار می کرد و شب ها به مدرسه می رفت تا اینکه سال دوم متوسطه را شبانه گذارند و سال سوم را به علت هجرت از یزد به اردکان می بایست روزانه طی کند چرا که در آنجا مدرسه شبانه وجود نداشت و مشکل او هم هزینه ثبت نام و مخارج دیگرش بود. در ادامه دو سال دیگر نیز تحصیل نمود تا پنجم متوسطه، که قبل از اخذ دیپلم تصمیم گرفت به جای تحصیل وارد ارتش شود. ایشان به مدت یک سال و نیم آموزش لازم را در شهرهای تهران و تبریز طی کرد و در نهایت در تیپ ۶۶ هوابرد شیراز مشغول به خدمت شد. در اوایل سال ۵۷ که زمزمه های انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی (ره) گوش های مردم مظلوم و ستم دیده را نوازش می داد بدون لباس نظامی در تظاهرات شرکت می جست و در ادامه با مردم همکاری لازم را کرد تا اینکه به دست ساواک شیراز دستگیر و به مدت ۱۰ روز در ارتش بازداشت و مورد شکنجه افسران قرار گرفت و وقتی ساواک به تصرف مردم در آمد آزاد شد و به فرمان امام (ره) مبنی بر فرار سربازان از پادگان ها، از ارتش فرار کرد و به امواج خروشان مردمی در مبارزه با حکومت آمریکایی شاهنشاهی پیوست.
بعد از پیروزی انقلاب به کار خود در ارتش ادامه داد و هنوز ۲ سال از عمر انقلاب نگذشته بود که جمهوری اسلامی از سوی گروهکهای مسلح وابسته در نقاطی از کشور اسلامی ایران، از جمله در کردستان، گنبد، خوزستان و تهران مورد تهدید واقع شد و از جانب دیگر مورد تهاجم دشمن بعثی عراق قرار گرفت. شهید یحیی جعفری ندوشن دعوت امام (ره) جهت دفاع همه جانبه از میهن اسلامی را لبیک گفت و در جبهه کردستان به صفوف مدافعان پیوست.
شهید بزرگوار از خاطرات خود در کردستان می گفت :
شروع جنگ که با ریاست جمهوری بنی صدر ملعون و خائن همراه بود به مدت ۶ ماه در کردستان بودم ارتش جمهوری اسلامی ایران به علت کوهستانی بودن منطقه غرب مجبور بود نیروهای خود را از طریق هلی کوپتر انتقال دهد. آن زمان که بالگردها از منطقه بر می گشتند احزاب معارض مانند کوموله و دموکرات، نیروها را مورد حمله قرار می دادند و به شهادت می رساندند و یا بالگردها را مورد حمله قرار می دادند و در آخر تنها جوابی که داشتند این بود که اشتباهاً این اتفاق رخ داده است.
در جایی دیگر تعریف می کرد در منطقه ای در کردستان ایشان به همراه چند تن از همرزمانش بدون تجهیزات در محاصره کوموله ها قرار گرفتند نقشه بر این شد که همگی خود را به مردن بزنند. عادت وحشیانه کوموله ها این بود که به مرده های رزمندگانی که محاسن داشتند به خصوص نیروهای سپاه نیز رحم نمی کردند و سر می بردیدند ولی چون شهید و همرزمانش محاسن تراشیده داشتند آنها را رها نمودند و اینگونه خود را نجات دادند.
بعد از جبهه کردستان، شهید یحیی جعفری ندوشن به جبهه های جنوب اعزام شدند و حدود یک سال در جبهه دزفول و سوسنگرد از تمامیت میهن و انقلاب اسلامی دفاع نمود تا اینکه در تاریخ ۱۳۶۰/۰۶/۲۷ در جبهه سوسنگرد به مقام والای شهادت نایل گردید.
شهید در روزهای آخر عمرش، به عنوان فرمانده گروهان با درجه استوار دومی مشغول به خدمت بود. ایشان در عملیاتی که در شهر سوسنگرد با دشمن بعثی متجاوز مقابله می کرد یکی از نیروهای تحت فرماندهیش وسط میدان زخمی می شود که به کمک او می شتابد و او را بر دوش کشیده تا به اورژانس برساند که خود از پشت سر با گلوله مستقیم دشمن به شهادت می رسد. ایشان که قبل از شهادت افتخار جانبازی و زخم هایی در بدن داشت در لحظات آخر با ذکر یا حسین و یا ابوالفضل و گفتن شهادتین جان به جان آفرین تقدیم می کند.
شهید یحیی جعفری ندوشن در حقیقت دومین شهید شهر ندوشن بعد از شهید حیدرعلی نظری و اولین شهید ندوشن است که پیکر پاکش در تاریخ ۱۳۶۰/۷/۲ در حسینیه علیای شهر ندوشن به خاک سپرده شد. شهید یحیی جعفری ندوشن در اوایل شهریورماه چند روزی قبل از شهادت به مرخصی می آید که به او پیشنهاد ازدواج می دهند. شب هنگام خواب می بیند که به او می گویند همه چیز برای ازدواج فراهم است ولی تو باید اول بروی خونت را آزمایش کنی بعد بیایی و ازدواج کنی. بعد از دیدن این خواب می گوید باید بروم جبهه، ازدواج باشد برای بعد. که چند روز بعد هنگام شهادت، ملائکه حجله عروسی او را برپا می کنند.
از دیگر خاطرات شهید در اواخر زندگی اش این بود که خوابی می بیند که حکایت از شهادت او داشت. به اطرافیان نمی گوید ولی فقط به همرزمانش می گوید و تأکید می کند که فقط مواظب باشید که جنازه ام را اشتباهی دفن نکنند. اتفاقاً بعد از شهادت، پیکر پاکش را همراه ۵ شهید دیگر به یزد انتقال داده می شوند که در خلدبرین برای تجهیز مجدد شهدا اشتباهاً نام او را روی یک جنازه شهید دیگری که سوخته بود می گذارند وقتی بستگان برای تحویل او به خلدبرین می روند با تعجب با جسد سوخته ای روبرو می شوند که با دیدن جنازه دیگر شهدا متوجه می شوند که یحیی جنازه اش سالم است و فقط گلوله ای به سرش اصابت کرده و در حقیقت این همان رویای صادقه شهید بود.
یاد و نام شهدای گرانقدر میهن اسلامی به خصوص شهید یحیی جعفری ندوشن را گرامی می داریم.
yahya


کاربرانی که این مطلب را پسندیده اند:

  • avatar
  • avatar

مطالب پیشنهادی :

درباره نویسنده

1834 مطلب نوشته است .

۶ نظر on “شهید یحیی جعفری ندوشن، دومین شهید ندوشن”

  • کمال wrote on ۱ مهر, ۱۳۹۳, ۰:۱۳

    باخنده ای که عکس تو در برگرفته است
    دیوار خانه چهره ی دیگر گرفته است
    بعد از تو برق شور و شعف را هجوم اشک
    از چشم های خسته مادر گرفته است
    بی شک شبیه کوچه ی ما، کوچه های عرش
    از نام پرشکوه تو زیور گرفته است
    چشمان من همیشه همین جا کنار توست
    اینجا که خاک، بوی کبوتر گرفته است …
    (شادی روح شهدا صلوات)

    کاربرانی که این دیدگاه را پسندیده اند:

    • avatar
    • avatar
  • razi wrote on ۱ مهر, ۱۳۹۳, ۱۸:۴۷

    آفرین بر مدیر سایت ، سایت خوبی بود ولی الآن بهتر شد که مزین به نام و خاطره شهدا شده است. از اولین شهید ندوشن شروع کردید به همین ترتیب براساس تاریخ شهادت شهدا ادامه دهید که زنده نگه داشتن یادو خاطره شهدا کمتر از شهادت نیست . باز هم متشکریم. موفق باشید.

    کاربرانی که این دیدگاه را پسندیده اند:

    • avatar
    • avatar
  • مدیر سایت wrote on ۲ مهر, ۱۳۹۳, ۸:۳۸

    با عرض سلام و احترام :
    بسیار ممنون از لطف و دلگرمیتون . پیگیر هستیم و انشاالله به مرور زمان پس از تکمیل اطلاعات شهیدان معززمان اقدام خواهد شد . تشکر

    کاربرانی که این دیدگاه را پسندیده اند:

    • avatar
    • avatar
  • دانشجو wrote on ۲ مهر, ۱۳۹۳, ۲۲:۲۷

    کوچه هایمان را به نامشان کردیم که هرگاه آدرس منزلمان را می دهیم بدانیم از گذرگاه خون کدام شهید است که با آرامش به خانه می رسیم.
    برای شادی روح شهدا و امام شهدا صلوات.

    کاربرانی که این دیدگاه را پسندیده اند:

    • avatar
    • avatar
  • ندوشنی wrote on ۵ مهر, ۱۳۹۳, ۸:۲۷

    ممنون از مدیر سایت، من با اینکه اطلاعات زیادی از این شهید داشتم ولی باز مطالب جالبی را خواندم.
    متشکریم

    کاربرانی که این دیدگاه را پسندیده اند:

    • avatar
    • avatar
  • مهاجر wrote on ۱۲ بهمن, ۱۳۹۳, ۱۹:۰۰

    ای گل ما وقتی جوانه شدی / به سوی میدان حق روانه شدی / رفتی و چشم بستی بر دنیا / باعث فخر اهل خانه شدی / رفتی و جوانی خود فدا کردی / رفتی و خداوند را صدا کردی / خبر آوردند که یحیی شهید شد / پدرت پیش خداوند رو سفید شد / تو تک شهید ما پیش خدایی / افتخارم اینه پسر خاله مایی …

    کاربرانی که این دیدگاه را پسندیده اند:

    • avatar
    • avatar

نوشتن دیدگاه

شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .

*

تمام حقوق این سایت برای © 2017 سامانه اطلاع رسانی فرهنگ ندوشن. محفوظ است.
قدرت گرفته از وردپرس فارسی